شهریور خیلی کش اومده برام ، از تولدم به بعد که ششم بود تا امروز انگار دوماه گذشته بهم .
از شب و روز تولدم هیچی نمیگم نمیخوام باز اشکامو یادم بیاد ، فقط عید قربان به طرز عجیبی پدر کوهنورد دستشو کرد تو جیبشو سوپرایزمون کرد، بازم خداروشکر.
بی صبرانه منتظریم خونه نقلی مونو تحویل بگیریم و تا بعد از محرم و صفر جهیزیمو بچینم ، خیلی برنامه براش داریم امیدوارم بتونیم عملی کنیم .
خدایا شکرت شکرت
برچسب: پنجاه و سه نفر,پنجاه و سه ترانه عاشقانه,پنجاه و سه ترانه ی عاشقانه,پنجاه و سه,دانلود پنجاه و سه ترانه عاشقانه,کتاب پنجاه و سه نفر,نامه پنجاه و سه نهج البلاغه,فیلم پنجاه وسه نفر,کتاب پنجاه و سه ترانه عاشقانه,پرونده پنجاه و سه نفر,
نویسنده: مریم اسدیان